دور برداشتن

لغت نامه دهخدا

دور برداشتن. [ دَ / دُو ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به دور در آمدن. حرکت دورانی پیدا کردن همچنانکه چرخی به پیروی از محرکی. || مسلسل حرف زدن. پیاپی کار کردن. گرم شدن ( در حرف یا کار ) و بی اختیار در امری غلو و مبالغه کردن و مطلبی را کش دادن. ( فرهنگ لغات عامیانه ): امروز چرا دور برداشته ای؛ اینهمه حرف می زنی. چرا دور برداشته ای اینقدر دنبال مال دنیا می گردی. ( فرهنگ عوام ).

فرهنگ فارسی

به دور در آمدن.

جمله سازی با دور برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وه که می‌باید به ناکام از تو دل برداشتن ورنه با جانان کجا هرگز کند جان خیر باد

💡 اينگونه دگرگونى در علم و اراده، از خدايتعالىمحال است، و همانطور كه توجه فرموديد مسئله شفاعت و برداشتن عقاب بخاطر آن، از اينقبيل نيست.

💡 خبرنگار محلی گفت، به دلیل تجمع رانندگان تاکسی و موتورسیکلت برای برداشتن سوخت ترافیک ایجاد شد بطوریکه بسیاری از قربانیان در داخل وسائل‌نقلیه شخصی خودشان سوخته‌اند.

💡 زند آن کس که در ملک فقیری نوبت شادی تواند آن زمان دل از جهان برداشتن بهتر

💡 از حضرت صادق عليه السلام منقولاست كه مكروه است آدمى را كه از دست چپ چيزى بخورد يا بياشامد يا چيزى به آن برداردو حال آنكه تواند از دست راست برداشتن.

💡 چون جرس از درد دل پر بیدماغ افتاده‌ایم ناله بسیار است اما کو اثر برداشتن

طلسم یعنی چه؟
طلسم یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز