طالب علم
مترادفها
دانشپژوه، دانشجو، متعلم، شاگرد
متضادها
استاد، نادان، بیسواد
لغت نامه دهخدا
طالب علم. [ ل ِ ب ِ ع ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دانشجو. جویای دانش. خواستار علم:
کبک چون طالب علم است و در این نیست شکی
مسئله خواند تا بگذرد از شب سیکی.منوچهری.
فرهنگ فارسی
دانشجو طلبه جویای دانش
جمله سازی با طالب علم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سنگ در قندیل طالب علم عالم جوی کوب چنگ در فتراک صاحب درد دردی خوار زن
💡 ای طالب علم عاشقی ورز خود را نفسی بعشق بسپار
💡 اى شهریار! شما طالب علم و من مرد درویش و گوشه نشین، از این سؤال کردن شما را چه حاصل؟ زیرا بنده اینقدر علم نخواندهام، چگونه جواب دهم؟!.
💡 عالمی را پیرامن این آیه پرسیدند که: «اماالسائل فلاتنهر» گفت: مراد طالب علم است.
💡 وگفت: اگر ملایکه طالب علم را پرنگسترانند آنکه طالب معلوم بود خود چگونه بود.
💡 هر طالب علمِ واقعی باید همواره در جستجوی حقیقت باشد و با فروتنی از استادان خود برای یادگیریِ دانشهای جدید بهره ببرد.
💡 در آن کتابخانهی قدیمی و بزرگ، تعداد زیادی طالب علم از سراسر کشور برای مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ باستان گرد آمده بودند.
💡 او از جوانی به عنوان یک طالب علمِ پرشور شناخته میشد که تمام وقت خود را در آزمایشگاههای پیشرفتهی دانشگاه میگذراند.