سبغه

لغت نامه دهخدا

( سبغة ) سبغة. [ س َ غ َ ] ( ع اِمص ) سعة و رفاهیت. ( اقرب الموارد ). فراخی و رفاهیت و تن آسانی. ( منتهی الارب ):
تن خویشتن سبغه دونان کنند
ز دشمن تحمل زبونان کنند.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

رفاهیت، فراخی، تن آسایی.

فرهنگ فارسی

سعه ور فاهیت. فراخی و رفاهیت و تن آسانی.

جمله سازی با سبغه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دوست مشو سبغه زبون گیران را شیری تو مباش سخره نخجیران را

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز