ساقی شب

مترادف‌ها

میگسار شب

لغت نامه دهخدا

ساقی شب. [ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ماه. ( شرفنامه منیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || صبح. ( شرفنامه منیری ). صبح صادق. ( برهان ) ( آنندراج ). || پیر. مرشد. ( شرفنامه منیری ) ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ماه

جمله سازی با ساقی شب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ماه سحرخیز من ساقی شب زنده دار خیز در این صبحدم جام صبوحی بیار

💡 صبح است صبح، ساقی شب زنده دار خیز می ده مخواه عمر گرانمایه برفسوس

💡 از حسرت مجلس تو ساقی شب و روز در چشم پیاله آب می‌گرداند

💡 خرم وجود ساقی شب خیز خوش نشین کز باقی شبانه به ما باقیی بهشت

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران