ساده دشت

لغت نامه دهخدا

ساده دشت. [ دَ / دِ دَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عالم ملکوت و جبروت است و آن مجرد بود از اجسام. ( برهان ) ( انجمن آرا ) || کنایه از فلک اطلس است که آن را فلک اعلی و ( آنندراج ). فلک الافلاک خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرا ). کنایه از فلک اطلس که از نقش و کواکب ساده است. ( آنندراج ). || کنایه از عالم ناسوت است که محض خیال و نمایش باشد. ( برهان ). || افلاک سبعه. || کنایه از زمین. ( آنندراج ):
بپرسیدشان کاندرین ساده دشت
چه دارید از افسانه ها سرگذشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایه از عالم ملکوت و جبروت است و آن مجرد بود از اجسام

جمله سازی با ساده دشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگفت این سخن واندر آن ساده دشت زحمیت یکی گرد ورقه بگشت

💡 چو لشکر منوچهر بر ساده دشت برون برد آنجا ببد روز هشت

💡 دهی دید در راه بر ساده دشت به پایان ده با سپه برگذشت

💡 فرشته پران را برین ساده دشت ازو آمدن‌، هم بدو بازگشت

💡 بپرسیدشان کاندرین ساده دشت چه دارید از افسانها سرگذشت‌‌؟

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز