غلام زاده
مترادفها
بردهزاده
متضادها
آزاد زاده
لغت نامه دهخدا
غلامزاده. [ غ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب،اِ مرکب ) فرزند غلام. رجوع به غلام شود. || در تداول عامه فرزند خویش را گویند رعایت ادب را.
فرهنگ عمید
فرزند غلام، پسر غلام و بنده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - فرزند غلام ۲ - از فرزند خود بدین کلمه تعبیر آورند.
جمله سازی با غلام زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اودر حدود سال ۵۵ میلادی در فریقیه به دنیا آمد. او که غلام زاده و خود تحت رقیت و بندگی بود توسط صاحب ستمگری ناقصالعضو شده اما در هر حال نمونه یک روح آزاده نحیف و متکی به نفس بود و چون به یکی از درباریان نرون فروخته شد صاحبش به او اجازه داد که دروس رواقی کالیوس موسونیوس روفوس را تعلیم بگیرد و نزد او بود که فن استخراج فلسفهای جامع و عمومی را از تجارب شخصی فرا گرفت.