لغت نامه دهخدا
غافلگیری. [ ف ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت کسی که غافلگیر کند یا حالت و صفت کسی که غافلگیر شود.
غافلگیری. [ ف ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت کسی که غافلگیر کند یا حالت و صفت کسی که غافلگیر شود.
حالت و کیفیت غافلگیر.
💡 نیروهای آمریکایی تحت نظر واشینگتن در نبرد مونموث در برای ژوئن ۱۷۷۸ برابر نیروهای ژنرال هنری کلینتون قرار گرفتند. واشینگتن سعی کرد با استفاده از غافلگیری ستونهای صف بریتانیاییها را بشکند اما کلینتون سعی داشت تا به جناحین ارتش آمریکا را ضربه بزند که باعث شد آمریکاییها با بینظمی عقبنشینی کنند. در ادامه آمریکاییها دوباره صفوف خود را سامان دادند و در مقابل بریتانیاییها مقاوت کردند.
💡 در زمستان، بازگنجشک بسرا در جنگلهای بازتر از جمله ساوانا و کشتها ظاهر میشود. روش شکار آن شبیه به سایر بازهای کوچک مانند بازگنجشک اوراسیایی و باز ساقتیز است، با تکیه بر غافلگیری در حالی که از یک نشیمنگاه پنهان پرواز میکند یا بر روی بوتهای لنگر میزند تا طعمه خود را بیخبر بگیرد.