لغت نامه دهخدا
علویات. [ ع َ ل َ وی یا ] ( ع اِ ) ج ِ علویة. رجوع به علویة شود.
علویات. [ ع َ ل َ وی یا ] ( ع اِ ) ج ِ علویة. رجوع به علویة شود.
پدیده های عالم بالا، ستارگان و افلاک.
( صفت اسم ) جمع علویه مقابل سفلیات: اسباب پرورش او را از علویات و سفلیات ساخته...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آنچ از قبیل علویات است از عرش و کرسی ولوح و قلم و بروج وافلاک و کواکب از سیارات و ثوابت و منازل و بیتالمعمور و سدرهالمنتهی و قاب قوسین و لامکان و دیگر اصناف موجودات و انواع مخلوقات چگونه شرح توان داد که بر دقایق آن علیالحقیقه جز حضرت خداوندی عزوعلا واقف نباشد «و ما یعلم جنود ربک الاهو».