صورت پذیر

لغت نامه دهخدا

صورت پذیر. [ رَ پ َ ] ( نف مرکب ) پذیرنده صورت. قبول کننده صورت. || انجام شدنی. ممکن.

فرهنگ عمید

انجام شدنی، ممکن.

فرهنگ فارسی

۱ - پذیرنده صورت قبول کننده صورت. ۲ - جوهری که صورت قبول کند. ۳ - انجام شدنی ممکن: اثری از آثار و معالم علم... جز بر سده سیادت و وساده حشمت او صورت پذیر نیست.

جمله سازی با صورت پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چه در این دایره صورت پذیر هر که در این مرحله آرام گیر

💡 خصال خوب تو صورت پذیر اگر گردد شود بساط جهان پر ز ماه کنعانی

💡 دست هزار کوهکن از کار می برد بتخانه ها که در دل صورت پذیر توست

💡 گریه روغن کشتن آتش بود صورت پذیر ممکن است از روغن بادام سودا کم شود

💡 بنگر این حرّاقهٔ جان‌پرور صورت پذیر با تن آمیزنده و با جان صافی سازگار

💡 گشته اسرار جهان در دیده اش صورت پذیر هر که از زانوی خود آیینه داری داشته است

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز