لغت نامه دهخدا
صده در صده. [ ص َ دَ / دِ دَص َ دَ / دِ ] ( ق مرکب ) صدتاصدتا. صدصد:
همه فیلسوفان صده در صده
بپائینگه ( ؟ ) تخت او صف زده.نظامی.و این لغت در این بیت افادت تکثیر کند.
صده در صده. [ ص َ دَ / دِ دَص َ دَ / دِ ] ( ق مرکب ) صدتاصدتا. صدصد:
همه فیلسوفان صده در صده
بپائینگه ( ؟ ) تخت او صف زده.نظامی.و این لغت در این بیت افادت تکثیر کند.
۱ - صد تا صد تا صدصد. ۲ - افاده کثرت کند.
صدتا صدتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همهٔ فیلسوفان صده در صده به پایینگه تخت او صف زده