مارها
مترادفها
مارها، افعیها
لغت نامه دهخدا
مارها. ( اِخ ) نام قومی که در حوالی کلخید سکنی داشتند و در جنگ خشایارشا با یونانیان جزو سپاهیان وی بودند. و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 737 و ج 2 ص 1474 شود.
فرهنگ فارسی
نام قومی که در حوالی کلخید سکنی داشتند
جمله سازی با مارها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غشای تخلیه شده از هموگلوبین را شبح خونی یا اجسام فانتومی مینامند. همولیز ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلف دیگری مثل مواد شیمیایی، الکل و زهر مارها نیزانجام پذیرد.
💡 باید که مال دنیا مسمار دل نباشد کین مارها که بینی، جز مار دل نباشد
💡 همان نیز از آن مارها بر دو کفت به رنج درازست مانده شگفت
💡 ندیدم اژدر اینچنین دلآتشین تنآهنین که افکند در اهلکین ز مارها دمارها
💡 من درون شیشههای عصر حاضر دیدهام آنچنان زهری که از وی مارها در پیچ و تاب
💡 در میان بوتههای انبوه و تاریک جنگلهای استوایی، مارها با دقت و صبر بسیار زیاد، در انتظار شکار طعمههای خود برای بقای خود در طبیعت وحشی هستند.
💡 بسیاری از مردم از برخورد با مارها در طبیعت هراس دارند، زیرا برخی از این موجودات سمی میتوانند با یک گاز کوچک زندگی انسان را به خطر بیندازند.
💡 زیستشناسان در طول مطالعات خود متوجه شدند که مارها نقش بسیار مهمی در کنترل جمعیت جوندگان و حفظ تعادل اکوسیستمهای مختلف در کره زمین ایفا میکنند.