لغت نامه دهخدا
مارها. ( اِخ ) نام قومی که در حوالی کلخید سکنی داشتند و در جنگ خشایارشا با یونانیان جزو سپاهیان وی بودند. و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 737 و ج 2 ص 1474 شود.
مارها. ( اِخ ) نام قومی که در حوالی کلخید سکنی داشتند و در جنگ خشایارشا با یونانیان جزو سپاهیان وی بودند. و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 737 و ج 2 ص 1474 شود.
نام قومی که در حوالی کلخید سکنی داشتند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غشای تخلیه شده از هموگلوبین را شبح خونی یا اجسام فانتومی مینامند. همولیز ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلف دیگری مثل مواد شیمیایی، الکل و زهر مارها نیزانجام پذیرد.
💡 باید که مال دنیا مسمار دل نباشد کین مارها که بینی، جز مار دل نباشد
💡 همان نیز از آن مارها بر دو کفت به رنج درازست مانده شگفت
💡 ندیدم اژدر اینچنین دلآتشین تنآهنین که افکند در اهلکین ز مارها دمارها
💡 من درون شیشههای عصر حاضر دیدهام آنچنان زهری که از وی مارها در پیچ و تاب