مادر زا
متضادها
حلالزاده
لغت نامه دهخدا
مادرزا. [ دَ ] ( ن مف مرکب ) مخفف مادرزاد. رجوع به مادر زاد شود.
فرهنگ فارسی
۱- برادر یا خواهری که با شخصی از شکم یک مادر زاییده شده هم شکم. ۲- آنچه که بهنگام تولد با شخص همراه است: کوری مادر زاد خلق مادر زاد: و نابینای مادر زاد روشن گردانید.
جمله سازی با مادر زا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دین حق ار نبودهای مادر زا این چشم ببند و چشم دیگر بگشا