لبت. [ ل َ] ( ع مص ) پیچیدن دست کسی را. || به چوب دستی زدن بر سینه و شکم و تهی گاه کسی. ( منتهی الارب ).
لبة. [ ل َ ب َ ] ( ع اِ )شیر ماده. لَبْوَة. لِبْوَة. لباة. ( منتهی الارب ).
لبة. [ ل َب ْ ب َ ] ( ع اِ ) سر سینه. || ( ص ) زن پاکیزه. || زن پاکیزه خوی. || زن شوی دوست. ( منتهی الارب ). زنی که شوهر خود را دوست دارد یا فرزند. ( مهذب الاسماء ).
پیچیدن دست کسی را. یا به چوب دستی زدن بر سینه و شکم و تهی گاه کسی.
لبت ( به صربی: Lebet ) یک منطقهٔ مسکونی در صربستان است که در ولادیچین خان واقع شده است. لبت ۱۰۲ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای لعل لبت توانگری عمر دراز یک هدیه از آن لعل به قوال انداز
💡 همچو آن قطره که بر خاک فشاند ساقی دورم از کنج لبت گر همه صهبا باشم
💡 هست شبنم یا نسیم صبح با ذکر لبت غنچهها را آب حسرت در دهن میآورد
💡 بگو تو باقی این را که از خمار لبت سرم گران شد پرسش که سرگران چونی
💡 جانا بشکر خنده لبت آب شکر ریخت وز زلف کژت غالیه بر برگ سمن بیخت
💡 ریخت از بس آبرو در پیش گلبرگ لبت شد گل شاداب ساغر، چون گل مهتاب خشک