لاله رنگ
مترادفها
سرخ، قرمز
لغت نامه دهخدا
لاله رنگ. [ ل َ / ل ِ رَ ] ( ص مرکب ) به رنگ لاله. سرخ:
فرامرز را دید همچون نهنگ
سرو دستش از خون شده لاله رنگ.فردوسی.به مشگین زگال آتش لاله رنگ
درافتاده چون عکس گوهر به سنگ.نظامی.
فرهنگ فارسی
برنگ لاله سرخ قرمز: بمشکین ز گال آتش لاله رنگ در افتاده چون عکس گوهر بسنگ. ( نظامی لغ. )
برنگ لاله
جمله سازی با لاله رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسی بسودم گلبوی لاله رنگ رخش فراق او بدل من خلید همچون خار
💡 آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت در پرده سحاب مرا آفتاب سوخت
💡 من خراب کجا جام لاله رنگ کجا چو دست ماتمی از بیعت حنا خجلم
💡 ای ماه به روی لاله رنگ آمده ای از سینه و دل حریر و سنگ آمده ای
💡 از روی تازه گل اگر آب می چکد زان روی لاله رنگ می ناب می چکد
💡 ز داغهایی که خونابه چیده پیرهنت که لاله رنگ نشانها بر آستین دارد
💡 هنرمند برای نقاشی این صحنه از طیفهای مختلف لاله رنگ استفاده کرد تا بتواند شور و هیجان موجود در فضای جشن را به خوبی منتقل کند.
💡 لباس آن عروس با رنگ لاله بسیار زیبا و خیرهکننده بود و با گلهای روی تاجش، هماهنگی بسیار چشمگیری در مراسم ایجاد کرده بود.
💡 غروب خورشید در افق، آسمان را به رنگ لاله درآورده بود و منظرهای بسیار باشکوه و شاعرانه برای تماشاگران خلق کرده بود.