لابه گر

لغت نامه دهخدا

لابه گر. [ ب َ / ب ِ گ َ ] ( ص مرکب ) متملق:
ور شدی ذرّه به ذرّه لابه گر
او نبردی این زمان از تیغ سر.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. زاری کننده.
۲. چاپلوس، متملق.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- تضرع کننده: ور شدی ذره بذره لابه گر او نبردی این زمان از تیغ سر. ( مثنوی لغ. ) ۲- متملق چاپلوس. ۳- فریبنده.

جمله سازی با لابه گر

💡 بباید شدن لابه گر پیش شاه به سودن همی چهره بر خاک راه

💡 هر گریه خنده جوید و امروز خنده‌ها با چشم لابه گر که بکایی بدیده‌ای

💡 ز گفتار او شیر شد لابه گر به پایش بمالید از مهر سر

💡 چو دیدم که بخشش بود خوی تو از آن لابه گر آمدم سوی تو

💡 بدوگفتم آهسته، ای لابه گر دلم را مشوران، مسوزان جگر

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز