قنط. [ ق َ ] ( ع اِ ) نره کودک. ( منتهی الارب ). نره کودک و چول. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) بازداشتن است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
قنط. [ ق َ ن َ ] ( ع مص ) نومید شدن. ( منتهی الارب ). رجوع به قنوط و قناطة شود.
قنط. [ ق َ ن ِ ] ( ع ص ) نومید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). قانط و قَنوط. ( اقرب الموارد ).
نومید قانط و قنوط
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۶(بار)
قُنوط به ضم اول به معنی یأس از خیر است «قَنَطَ قُنُوطاً: یَئِسَ» فعل آن از باب نصر ینصر، علم یعلم، کرم یکرم آید.. او کسی است که باران مفید را پس از مأیوس شدن مردم نازل میکند. *. قَنُوط به فتح اول به معنی قانِط است و ظاهراً یؤس و قنوط هر دو به یک معنی است و شاید فرق با متعلّق باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «قالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ» بکسر نون قراءت بصری و کسایی است، باقی بفتح نون خوانند، دو لغتند بمعنی یکسان، یقال: قنط یقنط و قنط یقنط اذا یئس یقول: و من ییأس، «مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ» الّذین یجهلون قدرة اللَّه و لا یعرفون سعة رحمة اللَّه.
💡 و عن ابی هریرة قال قال رسول اللَّه (ص): «لو یعلم المؤمن ما عند اللَّه من العقوبة ما طمع فی جنة ابدا و لو یعلم الکافر ما عند اللَّه من الرحمة ما قنط من رحمته ابدا».