فرهنگ معین
( ~. بَ ) [ ع - تر. ] (حامص. ) قلعه داری، دژبانی.
( ~. بَ ) [ ع - تر. ] (حامص. ) قلعه داری، دژبانی.
مستحفظ و نگهبان قلعه، دژبان.
۱ - قلعه داری دژبانی ۲ - ( صفت اسم ) قلعه دار دژبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قسمت شمالی بازار قائم مقام عمارت قلعه بیگی قدیم و شهربانی جدید بود که عمارت تاریخی و قدیمی شهربانی را ویران کرده و به جای آن بلوار و فضای سبز مقابل بانک ملی را احداث کردند. نقل است که در گذر پشت شهربانی (قلعه بیگی قدیم) و نزدیکی بازار قائم مقام، سید علی محمد باب را به دار آویختند.