قصه خوان

لغت نامه دهخدا

قصه خوان. [ ق ِص ْ ص َ / ص ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) قصه خواننده. گوینده داستان. قاص:
چه گوید کس از خوبی قصه خوان
که درملک خوبی است صاحبقران.طاهر وحید ( از آنندراج ).شغلی بوده است که در دوره صفوی شیوع داشته است، و عده ای از شاعران بدان لقب خوانده شده ان-د.

فرهنگ عمید

کسی که از روی کتاب برای دیگران قصه بخواند، قصه گو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که قصه ها را از روی کتاب برای دیگران خواند ۲ - قصه پرداز داستانسرا: در امر معروف و نهی از منکر بنوعی مبالغه فرمودند که قصه خوانان و معرکه گیران از اموری که در او شایبه لهو و لعب باشد...

جمله سازی با قصه خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو من اینجا به جان درماندم از سودای بدکیشی چه سود ای قصه خوان افسانه خوبان کشمیرم

💡 آن نگار قصه خوان تا کرده چادر معرکه عاشقان را صحبت او کرده پا در معرکه

💡 امشب که چشم شوخ تو خوابش نمی برد تا حشر اگر اسیر شود قصه خوان خوش است

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز