قباء

لغت نامه دهخدا

قباء. [ ق َ ] ( ع اِ ) رجوع به قبا شود.
قباء. [ ق َب ْ باء ] ( ع ص ) مؤنث ِ اَقَب. باریک و لاغرمیان. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با قباء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس مأمون آن روز جامه خانه‌ها عرض کردن خواست و از آن هزار قباء اطلس معدنی و ملکی و طَمیم و نَسیج و مُمَزَّج و مقراضی و اَکسون هیچ نپسندید و هم سیاهی درپوشید و برنشست و روی به خانهٔ عروس نهاد.

💡 تازیم بندگی بند قباء تو کنم وین سلامت همه در کار بلاء تو کنم‌

شغال یعنی چه؟
شغال یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز