قایم انداز

لغت نامه دهخدا

قایم انداز. [ ی ِ اَ ] ( نف مرکب ) قائم انداز. شخص شطرنج بازو نردباز بی نظیر را گویند. ( برهان ). || کنایه از ماهر و استاد و ممتاز و بی رقیب:
ملک را قایم الهی بود
قایم انداز پادشاهی بود.نظامی.تو آنگه که بر من شوی دست یاب
زن بیوه را داده باشی جواب
من ار با تو چربم به هنگام کین
بوم قایم انداز روی زمین.نظامی.|| کنایه از مردم عاجز و ناتوان هم هست. ( برهان ). رجوع به قائم انداز و قائم ریختن و قائم راندن شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - شطرنج باز کامل ۲ - نرد باز بی نظیر.

جمله سازی با قایم انداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملک را قایم الهی بود قایم انداز پادشاهی بود

💡 من ار بر تو چربم به هنگام کین بوم قایم انداز روی زمین

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز