لغت نامه دهخدا
قانتین. [ ن ِ ]( ع ص، اِ ) ج ِ قانت در حالت نصبی و جری:
از صادقین وفا طلب از قانتین ادب
وز متقین حیا و ز مستغفرین بیان.خاقانی.رجوع به قانت شود.
قانتین. [ ن ِ ]( ع ص، اِ ) ج ِ قانت در حالت نصبی و جری:
از صادقین وفا طلب از قانتین ادب
وز متقین حیا و ز مستغفرین بیان.خاقانی.رجوع به قانت شود.
( اسم ) جمع قانت درحالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند )
[ویکی الکتاب] معنی قَانِتِینَ: مطیعان و فرمانبرداران-عبادتگران(کلمه قانت اسم فاعل از مصدر قنوت است وقنوت به معنای اطاعتی است که با خضوع و فروتنی همراه باشد )
ریشه کلمه:
قنت (۱۳ بار)
«قانِتِیْنَ» از مادّه «قنوت» به معنای خضوع در برابر پروردگار و هم به معنای مداومت بر اطاعت و بندگی تفسیر شده است.
دوام طاعت. در قاموس و اقرب طاعت آمده ولی راغب دوام طاعت مع الخضوع گفته است در مجمع البیان فرموده: اصل آن به معنی دوام است سپس به معنی طاعت، نماز، طول قیام، دعا و سکوت میآید از جابر نقل است که از پیغمبر «صلی اللَّه علیه و آله» سؤال شد: کدام نماز افضل است فرمود: طول القنوت یعنی طول قیام در نماز. صاحب العین گفته: قنوت در نماز دعا کردنست پس از قرائت. زید بن ارقم گوید: درنماز سخن میگفتیم تا آیه. آمد از سخن در نماز امساک کردیم. این معانی در قاموس و نهایه نیز آمده ولی ظاهراً بیان مصداق باشد که هر یک نوعی طاعت است. هر که از شما پیوسته در طاعت خدا و رسول باشد و کار نیکو کند مزدش را دوبار میدهیم.. ابراهیم برای خدا بنده مطیعی بود. پیوسته مطیع خدا باشید.. اشاره به طاعت موجودات از نظام هستی است که با قدرت خدا پی ریزی شده است. قانت همان ملازم طاعت است در بیشتر آیات ذکر اعمال دیگر با قنوت بیان و ذکر خاص با عام است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مریم عمران نشد از قانتین جز که به پرهیز برو برزنی