نقطۀ گزارش دهی
مترادفها
محل گزارش
فرهنگستان زبان و ادب
{reporting point, calling-in-point} [حمل ونقل دریایی] نقطه ای در دریا که پس از رسیدن به آن باید گزارش تردد به مرکز واپایی شناورهای منطقه داده شود
جمله سازی با نقطۀ گزارش دهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از دیگر کاربردهای این روش، گزارش دهی آسان و به اشتراک گذاری وضعیت پروژه با عوامل و ذی نفعان طرح، در زمانهای مختلف است که از طرق سنتی قابل انجام نمیباشد.
💡 دستگاه رأی گیری یا ماشین رأی گیری، مجموعهای است از تجهیزات مکانیکی، الکترومکانیکی یا الکترونیکی (شامل نرمافزار، سختافزار و مستندات مورد نیاز برای کنترل برنامه و پشتیبانی تجهیزات)، که به منظور تعیین و شناسایی تعرفه رأی گیری، اخذ رأی و شمارش آراء، گزارش دهی و نمایش نتایج انتخابات؛ و همچنین به منظور تولید و نگهداری هرگونه اطلاعات سلسله مراتب ممیزی مورد استفاده قرار میگیرند.
💡 هر کارمند موظف است در صورت مشاهده هرگونه فعالیت مشکوک یا نقص فنی، بلافاصله موضوع را به نقطۀ گزارش دهی مربوطه اعلام کند
💡 تعیین یک نقطۀ گزارش دهی مشخص در پروژههای مهندسی، باعث میشود که مشکلات اجرایی در کمترین زمان ممکن شناسایی و برطرف شوند
💡 در سیستمهای مدیریت ایمنی کارخانهها، نقطۀ گزارش دهی باید در مکانی استراتژیک قرار داشته باشد تا همه کارکنان به راحتی به آن دسترسی داشته باشند