قارنان

لغت نامه دهخدا

قارنان. [ رُ ] ( اِخ ) پسر قارن. ( ولف ص 619 ). منسوب به قارن:
سوی راست جای فریبرز بود
بکتماره قارنان داد زود.فردوسی ( شاهنامه بروخیم ج 5 ص 1328 ).

جمله سازی با قارنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی راست جای فریبرز بود به کتمارهٔ قارنان داد زود

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز