جدانی

لغت نامه دهخدا

جدانی. [ ج َدْ دا ] ( ص نسبی ) نسبت است به جدان بن جدیلةبن اسدبن ربیعةبن نزار. ( از لباب الانساب ). و رجوع به جدان شود.

جمله سازی با جدانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیان حال خود ز انصاف کردم وانگه اوصافش بود هم بهره گیرد از تو جهای وجدانی

💡 درنمی آید به ظرف گفتگو اسرار عشق هر چه وجدانی است آن را ترجمان در کار نیست

💡 ترا زالفاظ گوناگون صفات جانفزا بیرون که ادراک معانی نی بیانی هست وجدانی

💡 موجود حقیقی بجز از ذات خدا نیست مائیم صفات و صفت از ذات جدانیست

💡 که حسن و صنعت این قصر و باغ نتوان یافت بچشم و گوش، که وجدانی است وجدانی

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز