فرهنگ عمید
به طور مثال، مثلاً.
به طور مثال، مثلاً.
💡 تا با تو من دلشده یکجا ننشینم گر سر برود فی المثل از پا ننشینم
💡 داروی بیهشی کندش چشم مست تو گر فی المثل غبار نشیند بر آینه
💡 من به ناخن غم سینه میخراشم فی المثل چه فرهاد کوه میتراشم
💡 حساب روز فراقت کجا؟ توان شمرم به دست من بود ار فی المثل هزار انگشت
💡 جهان پناها آنی تو فی المثل که بود محامد تو چو امثال در جهان سایر