فراط
لغت نامه دهخدا
فراط. [ ف ِ] ( ع ص ) الماء الفراط؛ آبی که هر یک از قبیله ها بدوسبقت جوید او را بود. ( اقرب الموارد ). آبی که هرکه پیش آید آن را، او را بود از قبیله. ( منتهی الارب ).
فراط. [ ف ُرْ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِفارط. ( اقرب الموارد ). رجوع به فارط و فوارط شود.
فرهنگ فارسی
جمع فارط
جمله سازی با فراط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بکه نالم ز کسانی که ز فراط طمع بگدایان نگذارند گداییّ و سؤال؟