فرازندگی
مترادفها
فراوانی، نشاط
متضادها
کمبود، تنگدستی، فقر
لغت نامه دهخدا
فرازندگی. [ ف َ زَ دَ/ دِ ] ( حامص ) صفت فرازنده. رجوع به فرازنده شود.
جمله سازی با فرازندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن بی کسی عشق دستش گرفت فرازندگی بخت پستش گرفت