فاش گفتن

لغت نامه دهخدا

فاش گفتن. [ گ ُ ت َ] ( مص مرکب ) آشکارا گفتن. بی پرده گفتن:
با حکیم او رازها میگفت فاش
از مقام خواجگان و شهرتاش.مولوی.فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم.حافظ.عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام.حافظ.

فرهنگ فارسی

آشکارا گفتن بی پرده گفتن

جمله سازی با فاش گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حفظ قرآن عظیم آئین تست حرف حق را فاش گفتن دین تست

💡 چه گویم قصهٔ دین و وطن را که نتوان فاش گفتن این سخن را