فاسد کردن

مترادف‌ها

خراب کردن، تباه کردن

متضادها

اصلاح کردن، سالم کردن

لغت نامه دهخدا

فاسد کردن. [ س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فاسدساختن. گندانیدن. رجوع به تباه و تباه ساختن شود.

فرهنگ فارسی

فاسد ساختن. گندانیدن

جمله سازی با فاسد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحت بازجویی بتمن، جوکر فاش می‌کند که از نبرد شکست خورده خود در برابر بتمن خسته شده‌است و به جای آن به دنبال تلاش برای فاسد کردن سوپرمن بوده‌است. لحظاتی بعد، سوپرمن بازجویی را خراب می‌کند. سوپرمن که از غم و غصه و خشم از دست دادن همسر و فرزند متولد نشده‌اش عمل می‌کند، جوکر را به قتل می‌رساند.

💡 برخی از سیاستمداران فاسد تلاش می‌کنند با استفاده از قدرت و نفوذ خود، سیستم‌های قضایی و اداری کشور را برای منافع شخصی خود فاسد کردن و تخریب کنند.

💡 تلاش برای فاسد کردن ذهن جوانان از طریق نمایش تصاویر نامناسب در رسانه‌های اجتماعی، یکی از بزرگترین نگرانی‌های جامعه و مربیان اخلاق در دنیای امروز است.

💡 برخی عوامل شیمیایی می‌توانند با تماس مداوم با بافت‌های گیاهی باعث فاسد کردن آن‌ها و از بین رفتن تمام ویژگی‌های مفید و تغذیه‌ای این گیاهان شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران