لغت نامه دهخدا
فاسد کردن. [ س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فاسدساختن. گندانیدن. رجوع به تباه و تباه ساختن شود.
فاسد کردن. [ س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فاسدساختن. گندانیدن. رجوع به تباه و تباه ساختن شود.
فاسد ساختن. گندانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحت بازجویی بتمن، جوکر فاش میکند که از نبرد شکست خورده خود در برابر بتمن خسته شدهاست و به جای آن به دنبال تلاش برای فاسد کردن سوپرمن بودهاست. لحظاتی بعد، سوپرمن بازجویی را خراب میکند. سوپرمن که از غم و غصه و خشم از دست دادن همسر و فرزند متولد نشدهاش عمل میکند، جوکر را به قتل میرساند.