فارقین
لغت نامه دهخدا
فارقین. [ رِ ] ( اِ ) ظاهراً معرب پارگین. ( یادداشت بخط مؤلف ). جایی است که گندآب حمام ها و آشپزخانه ها از آن گذرد و به خارج شهر رود:... و فارقین که گردبرگرد آن [ شهر قم ] بوده آل سعد آن را بینباشتند. ( ترجمه تاریخ قم ص 32 ). رجوع به پارگین شود.
فرهنگ فارسی
ظاهرا معرب پارگین. جایی است که گند آب حمامها و آشپرخانه ها در آن گذرد و به شهر رود.
جمله سازی با فارقین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی کوه کوچک به ما فارقین دراز است گفتار مردم در این
💡 رایت نشاط بقعهٔ ما فارقین کند امرت قرار خطهٔ مازندران دهد