لغت نامه دهخدا
غمگداز. [ غ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه غم را بگدازد و از میان ببرد. غمزدا. رجوع به غم شود.
غمگداز. [ غ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه غم را بگدازد و از میان ببرد. غمزدا. رجوع به غم شود.
آن که یا آنچه غم را بگدازد و از میان ببرد، غم زدا.
💡 این بربط غم گداز در وصلت در بهر نهم و بشرط بنوازم
💡 صراف دکان عشق ما را در بوته غم گداز کرده!
💡 ای برخ برهان حسن از حسن برهانهای من عیش ساز و غم گداز و نرد باز و می بیار
💡 بمجلس غم گداز و عشرت افزا، لیک در خلوت بشادی دشمنش یابی به انده مهربان بینی