غم دار
مترادفها
غمگین، اندوهگین، محزون
متضادها
شاد، خوشحال، مسرور
لغت نامه دهخدا
غم دار. [ غ َ ] ( نف مرکب ) دارنده غم. حزین. انده دار:
جز در غم تو قدم نداریم
غم دار توییم و غم نداریم.نظامی.
فرهنگ عمید
دارندۀ غم، اندوه دار، غمناک.
جمله سازی با غم دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مترس از کار نابوده مخور اندوه بیهوده دل از غم دار آسوده به کام خود بزن گامی