غصبی

مترادف‌ها

غیرقانونی، غیرمشروع، غصب شده

متضادها

قانونی، مشروع

لغت نامه دهخدا

غصبی. [ غ َ ] ( ص نسبی ) مغصوب. آنچه غصب شود: زمین غصبی. لباس غصبی.

فرهنگ عمید

آنچه به زور و خلاف رضای صاحبش تصرف شده، مغصوب، غصب شده: لباس غصبی، زمین غصبی.

فرهنگ فارسی

مغصوب آنچه غصب شود: زمین غصبی

جمله سازی با غصبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر اساس گزارش روزنامه کیهان، دلایل و مدارک موجود در این پرونده عبارت بودند از: "اقرار و اعتراف متهم در پرونده و گرفتن مدال کودتا، اقرار و اعتراف متهم به فرستادن یک گردان به عنوان فرمانده تیپ به مسجد گوهرشاد که منجر به قتل ٢۵ نفر و جرح ۴٠ نفر شده است و شکایت عده زیادی از اهالی شهرستان مشهد، شکایت و شهادت عده ای از کشاورزان در مورد تجاوز به اراضی آنها، وی اراضی غصبی را به نام فرزندان خود کرده است، ضمن تقاضای استرداد کلیه وجوهات بانکی وی و فرزندان وی، برای وی به عنوان محارب با خدا تقاضای مجازات می‌شود."

💡 اگر اسبی چرد در کشت‌زاری و گر غصبی رود بر میوه‌داری

💡 تصرف زمین‌های کشاورزی به صورت غصبی، یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی است که باعث ایجاد اختلافات طولانی و دردناک بین ساکنان روستا می‌شود.

💡 حقوقی که به صورت غصبی از افراد گرفته شده است، هرگز نمی‌تواند با قدرت یا زور برای همیشه و به طور قانونی حفظ شود.

💡 دادگاه‌ها باید با دقت بسیار بالا، تلاش کنند تا تمامی اموال و حقوقی را که به روش غصبی تصاحب شده‌اند، به صاحبان اصلی بازگردانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران