احمص تصویر معنی احمص متضادها شیرین لغت نامه دهخدا احمص.[ اَ م َ ] ( ع ص ) سارق گوسفندهای دزدیده. ( منتهی الارب ). گوسفنددُزد. ( مهذب الاسماء ). || کف پا که با زمین ملحق نشود. ( غیاث از منتخب و کشف و کنز ). کلمات مرتبط اخمص ضفندد احم سفاه مقصمل ضفاط مذابه