غزلان

لغت نامه دهخدا

غزلان. [ غ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ غَزال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ظِباء. ( صبح الاعشی ج 2 ص 45 ). رجوع به غزال و ظبی شود.

فرهنگ عمید

=غزال

جمله سازی با غزلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وداع کرده بر آخور روانه گشته بدشت چو از جوادر و غزلان بمرغزار و سراب

💡 تا زنی راه غزلان از نگاه ای غزال من، به صحرا می‌روی