لغت نامه دهخدا
غزاز. [ غ ُزْ زا ] ( ع ص، اِ ) احسان و نیکی کنندگان با خویش و فرزند و همسایه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). البررة بالقرابات و الاولاد و الجیران. ( اقرب الموارد ). قیاساً میتواند جمع غازّ باشد.
غزاز. [ غ ُزْ زا ] ( ع ص، اِ ) احسان و نیکی کنندگان با خویش و فرزند و همسایه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). البررة بالقرابات و الاولاد و الجیران. ( اقرب الموارد ). قیاساً میتواند جمع غازّ باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صدف آخر نه هم ز صحبت در گشت غزاز رنگ چهرهٔ غر؟