غریب وار
مترادفها
بیگانه مانند، غریبگونه
متضادها
عادی، معمولی، مأنوس، آشنا
لغت نامه دهخدا
غریب وار. [ غ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند شخص غریب. ترکیبی است از غریب + وار ( مزید مؤخر شباهت ).
فرهنگ عمید
غریب مانند، مانند غریبان.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مانند غریبان بطرز غریبان
جمله سازی با غریب وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای غریبی کجا مصیبت تو هیچ دانا غریب وار نداشت
💡 شهیدوار بخون اندرون گرفته مقام غریب وار بخاک اندرون گرفته وطن
💡 بیخانمان بکوفه فتادی غریب وار ای منزل رفیع تو مأوای هر نزیل
💡 بدان امید که نانی به ایمنی بخورند غریب وار بپوشند جامه خلقان