غرقه گشته

لغت نامه دهخدا

غرقه گشته. [ غ َ ق َ / ق ِ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه غرق شود. غرق شده. غرق گشته. رجوع به غرق شود:
مرد غرقه گشته جانی می کند
دست را در هر گیاهی میزند.مولوی.

فرهنگ فارسی

آنکه غرق شود غرق شده غرق گشته

جمله سازی با غرقه گشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آشنائی این چرخ موج زن کم کوش که غرقه گشته نمیرد در آشنای جهان

💡 درین دریای خون غرقه گشته جهان بی دوست بر وی حلقه گشته

💡 به بالا برآمد به سان پلنگ به خون غرقه گشته بر و تیغ و چنگ

💡 در موج خیز لجهٔ غم غرقه گشته بود لطف تواش به ساحل امن و امان فکند

💡 موسی عمران ز شوق استاده بود غرقه گشته در تجلّی مینمود

💡 حال وقالی از ورای حال و قال غرقه گشته در جمال ذوالجلال

پاي یعنی چه؟
پاي یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز