غبت
لغت نامه دهخدا
غبت. [ غ ُب ْ ب َ ] ( ع اِ ) غبة. رجوع به غبه شود.
غبة.[ غ ُب ْ ب َ ] ( ع اِ ) اندک از معیشت. ( منتهی الارب ) ( بحر الجواهر ). البلغة من العیش. ( اقرب الموارد ). || چوزه عقاب. ( منتهی الارب ) ( بحر الجواهر ).
غبة. [ غ ُب ْ ب َ ] ( اِخ ) چوزه عقاب که بنی یشکر پرورده بودند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
غبه
جمله سازی با غبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه بر غبت خود در جهان کون فساد کمال خود طلبد از خدای خود جاوید
💡 یا قرة العین سل عینی هل اکتحلت بمنظر حسن مذ غبت عن عینی
💡 انت روحی و راحتی فاذا غبت عنی بهت عن بدنی
💡 حتی اذا غبت واصلنی حتی اذا وصلته واصلنی یقول لایشهد مااشهد اویشهدنی
💡 رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم لا تغفلوا عن حینکم لا تهدموا دارینکم
💡 محوت اسمی و رسم جسمی و غبت عنّی و دمت انتا
💡 در آموزههای مذهبی، بحث مربوط به غبت امام دوازدهم یکی از مباحث بسیار مهم و پربحث در میان پیروان مکتب شیعه در جهان است.
💡 پس از مدتها غبت و دوری از دوستان صمیمی، او با دیدن دوباره آنها احساس شادی و در عین حال دلتنگی عمیقی کرد.
💡 تاریخ نشان میدهد که گاهی غبت یک رهبر بزرگ میتواند باعث تضعیف ساختارهای سیاسی و ایجاد آشوبهای بزرگ در میان پیروان و مردم شود.