غبت
لغت نامه دهخدا
غبت. [ غ ُب ْ ب َ ] ( ع اِ ) غبة. رجوع به غبه شود.
غبة.[ غ ُب ْ ب َ ] ( ع اِ ) اندک از معیشت. ( منتهی الارب ) ( بحر الجواهر ). البلغة من العیش. ( اقرب الموارد ). || چوزه عقاب. ( منتهی الارب ) ( بحر الجواهر ).
غبة. [ غ ُب ْ ب َ ] ( اِخ ) چوزه عقاب که بنی یشکر پرورده بودند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
غبه
جمله سازی با غبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه بر غبت خود در جهان کون فساد کمال خود طلبد از خدای خود جاوید
💡 یا قرة العین سل عینی هل اکتحلت بمنظر حسن مذ غبت عن عینی
💡 انت روحی و راحتی فاذا غبت عنی بهت عن بدنی
💡 حتی اذا غبت واصلنی حتی اذا وصلته واصلنی یقول لایشهد مااشهد اویشهدنی
💡 رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم لا تغفلوا عن حینکم لا تهدموا دارینکم
💡 محوت اسمی و رسم جسمی و غبت عنّی و دمت انتا