عنفا

لغت نامه دهخدا

( عنفاً ) عنفاً.[ ع ُ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور تندی و درشتی و ستیزگی. و بطور کراهت و اجبار و عدم رضایت. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

به طور تندی و درشتی، بااجبار.

فرهنگ فارسی

به طور کراهت مقابل لطفا.
بطور تندی و درشتی و ستیزگی و بطور کراهت و اجبار و عدم رضایت

جمله سازی با عنفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آن سلطان مرغان گشت عنفا که در قاف قناعت کرد ماوا

💡 عنفا، که زمانی برای ابراز اندوه و تأسف عمیق در ادبیات کلاسیک به کار می‌رفت، یادآور دوران سختی است که انسان‌ها با صبوری و ایمان از آن عبور می‌کردند.

💡 شاعر با فریاد گفت «عنفا»، تا درد و رنج بی‌پایانی را که از جدایی یار محبوبش کشیده بود، در قالب کلماتی پر از سوز و گداز و سوزناک بیان کند.

💡 اگرچه واژه عنفا امروزه کاربرد چندانی در مکالمات روزمره مردم ندارد، اما در متون کهن، نشان‌دهنده اوج ناامیدی و حزن و اندوه از روزگار ناعادل و بی‌رحم است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران