عناب گون

لغت نامه دهخدا

عنابگون. [ ع ُن ْ نا ] ( ص مرکب )هر چیز که به رنگ عناب باشد. سرخ رنگ. ( ناظم الاطباء ). بگونه و رنگ چون عناب. مجازاً سرخ رنگ:
زآن می عنابگون در قدح آبگون
ساقی مهتابگون ترکی حورانژاد.منوچهری.دگر سبزی نروید بر لب جوی
که آب چشمها عناب گون است.سعدی.

فرهنگ عمید

عناب رنگ، به رنگ عناب، سرخ رنگ، عنابی.

جمله سازی با عناب گون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوش کن هر بامدادی بادهٔ عناب گون تا برآید صبح شادی و سعادت بامداد

💡 داروی درد دل عاشق بیچاره نیست جز لب عناب گون یا، زنخ همچو سیب

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز