عذر ساز
مترادفها
بهانهجو
لغت نامه دهخدا
عذرساز. [ ع ُ ] ( نف مرکب ) آنکه عذر آورد. آنکه پوزش و اعتذار آغازد:
چو شه دید کان خسرو عذر ساز
پیاده بنزدیک او شد فراز.نظامی.و گر پیش اقبال بازآمدی
کجا عذر اگر عذرساز آمدی.نظامی.
فرهنگ فارسی
آنکه عذر آورد آنکه پوزش و اعتذار آغازد
جمله سازی با عذر ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وگر پیش اقبال باز آمدی کجا عذر اگر عذر ساز آمدی
💡 چو شد دید کان خسرو عذر ساز پیاده به نزدیک او شد فراز
💡 او همیشه برای هر اشتباه کوچکی که مرتکب میشد، یک دلیل بی پایه و اساس میآورد و مانند یک عذر ساز حرفهای عمل میکرد.
💡 نباید اجازه دهیم افراد عذر ساز با جملات فریبنده خود، ما را از انجام وظایف اصلی و تصمیمات درست در زندگی بازدارند.
💡 در محیطهای کاری حرفهای، رفتارهای عذر ساز میتواند باعث کاهش اعتماد میان همکاران و آسیب زدن به روند پیشرفت پروژههای گروهی شود.