عدم خانه

لغت نامه دهخدا

عدم خانه. [ ع َ دَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جهان نیستی. عالم قبل از وجود. || عالم بعد از وجود:
خلوت خود ساز عدم خانه را
بازگذار این ده ویرانه را.نظامی.هستی او تا به عدم خانه بود
نقش وجود از همه بیگانه بود.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جهان نیستی عالم قبل از وجود عالم بعد از وجود

جمله سازی با عدم خانه

💡 هستی او تا به عدم خانه بود نقش وجود از همه بیگانه بود

💡 ز آن پیش که در قصر عدم خانه کنیم برخیز که طره طرب شانه کنیم