این کلمه در فارسی معانی متعددی دارد و بسته به زمینه کاربرد، تفاوتهایی پیدا میکند. در منابع لغوی مانند «اقرب الموارد» و «منتهی الارب»، «عجاف» به یکی از انواع خرما اشاره دارد. این کاربرد بیشتر در متون تاریخی و غذایی دیده میشود. در برخی منابع کهن، این واژه به گیاه تلخ یا حنظل زمانه نیز اطلاق شده است. این معنا نشاندهنده کاربرد دارویی یا خوراکی واژه در متون قدیمی است. در متون دینی و اسلامی، «عجاف» جمع مؤنث «عجفاء» و مذکر آن «اعجف» است و به معنی لاغرها یا کسانی با اندام باریک و ضعیف است. این واژه در قرآن نیز آمده و به وضعیت لاغری و ضعف جسمی اشاره دارد. در مثال معروف قرآن، «هفت گاو لاغر» (عجاف) که هفت گاو فربه را میخورند، اشاره به لاغری و کمبود دارد. از نظر دستوری، «عجاف» اسم جمع مؤنث است که برای اشاره به لاغرها یا چیزهای لاغر استفاده میشود. همچنین در معنای خرما یا گیاه، به عنوان اسم ماده به کار میرود.
عجاف
لغت نامه دهخدا
عجاف. [ ع ُ ] ( ع اِ ) نوعی از خرما. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
عجاف. [ ع ِ ] ( ع اِ ) حنظل. || زمانه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ( ص، اِ ) ج ِ اعجف. ( غیاث اللغات از منتخب ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). رجوع به اعجف شود.
فرهنگ فارسی
حنظل زمانه
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عِجَاف: لاغرها (جمع عجفاء)
ریشه کلمه:
عجف (۲ بار)
(بر وزن فرس) لاغری. «عَجَفتِ الشّاةُ عَجَفاً: ذَهَبَ سِمَنُها وَ ضَعُفَ» مذکر آن اعجف و مؤنثش عجفاء است و جمع اعجف عجاف بکسر عین میباشد فقط دوبار در قرآن آمده است،. من هفت گاو فربه میبینم که هفت گاو لاغر آنها را میخورند. در مجمع فرماید: افعل بر وزن فعال جمع نیاید مگر عجاف.
جمله سازی با عجاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والی مصر دلم که هست طبایع سبع عجاف و عقول سبع سمانم
💡 سبع سمانم بعکس رؤیت ریان خورد عجاف خیال و وهم و گمانم