عبن

لغت نامه دهخدا

عبن. [ ع َ ب َ ن ن ] ( ع ص ) سطبر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || پرگوشت از کرکس و شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ).
عبن. [ ع َ ] ( ع مص ) سطبری بدن و درشتی آن. ( منتهی الارب )( آنندراج ). غلیظ و خشن بودن جسم. ( اقرب الموارد ).
عبن. [ ع ُ ب ُ ] ( ع ص ) مرد ملیح پرگوشت تمام اندام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مرد ملیح پر گوشت تمام اندام

جمله سازی با عبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه در عبن وصال از داغ هجران سوختن گه نشاط وصل اندر عین هجران داشتن

💡 ازان رخسار چون گل چشم بد دور که از شبنم بود عبن الکمالش

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز