لغت نامه دهخدا
عبال. [ ع َ ] ( ع اِ ) نوعی از درخت ورد کوهی بزرگ که از آن عصا سازند و قیل کان منه عصا موسی. گل کوهی و آن سخت و بزرگ است چندانکه از آن عصا سازند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). گل کوهی. ( مهذب الاسماء ).
عبال. [ ع َ ] ( ع اِ ) نوعی از درخت ورد کوهی بزرگ که از آن عصا سازند و قیل کان منه عصا موسی. گل کوهی و آن سخت و بزرگ است چندانکه از آن عصا سازند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). گل کوهی. ( مهذب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با حفظ تو گستاخ نگذرد نکبای قضا بر عبال ملک