ارواح انسان قبل از خلقت آفریده شده است و روح انسانها مقدم بر بدن است. نظریه ای وجود دارد که در آن روح با تعلق به بدن، تبدیل به نفس میشود و فرد شخصیت پیدا میکند و از این مرحله به بعد تعبیر نفس را مطرح می کنند. این روح خدایی در انسان نشانه حیات است. خداوند در بینی انسان روح حیات دمیده و به او جان بخشید و آدم موجود زنده ای شد.

عالم ارواح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی

جملاتی از کلمه عالم ارواح
نوعی توپ بازی در محوطههای رسمی اولمک انجام میشد که جزو مراسم عادی بود. تیمهای رقیب به تقلید برخوردهای اسطورهای مربوط به عالم ارواح میپرداختند. این بازی و سایر فعالیتهای اولمک تا زمان ورود اروپائیان نیز ادامه داشت.
دگر ملکوت و امر و عالم غیب بود آن عالم ارواح بیریب
چون بدین مقام رسید کمال معاد این طایفه است که مقتصداناند و در عالم ارواح اهل صف دوم بودهاند انوار الطاف و فیض حق از پس حجاب صف ارواح انبیا و خواص اولیا بدیشان میرسیده است.
که روح هر یک از ایشان به عالم ارواح ز بهر خدمت او در تأسف بدن است
فخر بر عالم ارواح و بر ارواح کند آنکه در عالم اجسام چنینش پسر است
و دل را خاصیتی دیگرست که هیچ عضو را نیست آنک دل را جانی خاص هست و از آن جان که هر عضو را بدان حیاتی هست دل را هم هست. دیگر آنک صورت دل را از خلاصه عالم اجسام ساختند و جان دل را از خلاصه عالم ارواح پرداختند چنانک هرچه لطافت اجسام مفرد و مرکب بود بستدند و از آن غذای نباتیات ساختند، و هرچه لطافت نباتیات بود بستدند و غذای حیوانات ساختند