عاقلان
مترادفها
خردمندان، دانایان، هوشمندان، داناها
متضادها
نادانها، احمقها، ابلهها، بیخردها، بیعقلها
لغت نامه دهخدا
عاقلان. ( اِخ ) دهی است از دهستان ملکاری بخش سردشت شهرستان مهاباد. واقع در 17هزارگزی شمال باختری سردشت و 11هزارگزی باختر شوسه سردشت به مهاباد کوهستانی و جنگلی است هوای آن معتدل و سالم است و 189 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه تأمین میشود محصول آن غلات و توتون و مازوج و کتیرا و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
جمع عاقل
جمله سازی با عاقلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت پیغامبر که زن بر عاقلان غالب آید سخت و بر صاحبدلان
💡 گرچه بدنامیست نزد عاقلان ما نمیخواهیم ننگ و نام را
💡 اقرار دادهاند همه عاقلان که هست دست تو دست حیدر وکلک تو ذوالفقار
💡 تا بمانند عاقلان حیران خشک مغزان شوند اولواالالباب
💡 بر چشم تو عالم ارچه میآرایند مگرای بدان که عاقلان نگرایند
💡 هرچه در پیش عاقلان بازی است کودکان را بدان سرافرازی است