طوقدار. [ طَ / طُو ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) اسم عامی فارسی قمری است. ( فهرست مخزن الادویه ). کنایه از قمری و فاخته و کبوتر و مانند آن. ( آنندراج ). قمری را نیز گویند. ( برهان ):
قمریَک طوقدار گویی سر در زده ست
درشبه گون خاتمی حلقه او بی نگین.منوچهری. || دارنده طوق.دارنده گردن بند:
همه طوقداران ابا گوشوار
سراپرده آراسته شاهوار.فردوسی.|| کنایه از پسر امرد مخطط باشد. ( برهان ). کنایه از جوان مخطط است. ( آنندراج ). || بنده. اسیر. ( برهان ) ( آنندراج ). گرفتار. ( برهان ).
۱. دارای طوق، دارای گردن بند.
۲. (اسم ) پرنده ای که خطی سیاه یا سفید مانند گردن بند بر گردن دارد، از قبیل قمری و کبوتر.
( صفت ) ۱ - آنکه دارای طوق ( گردن بند ) است. ۲ - پرندگانی که طوقی بر گردن دارند ( قمری فاخته کبوتر و مانند آن ).
💡 یک تن نماند در چمن جود تو که او چون فاخته ز منت تو طوقدار نیست
💡 چو خیمه گر نکنی سایه بر سرم این بس که طوقدار تو از حلقه طناب شوم
💡 نامزد نام تو فاختهٔ طوقدار عاشق گلبانگ تو بلبل دستان سرا
💡 گردن ز حلقهٔ سر زلف تو چون کشم اکنون که طوقدار شد از عنبر آفتاب
💡 شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم طوقدار حلقه دم باد از ایشان گردنم
💡 قمریک طوقدار گویی سر در زدهست در شبه گون خاتمی، حلقهٔ او بینگین